محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
61
مجمع الانساب ( فارسى )
بيشههااند . و چون از اين فارغ شديم ، شروع در تواريخ كنيم . بعون اللّه تعالى و سعة فضله و شمول نعمه و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله . * * * ببايد دانست كه مراد از تأسيس اين كتاب ، دانستن دو علم است : يكى تواريخ و معرفت و ذكر تاريخ از عهد آدم الى يومنا هذا و يكى معرفت اخبار و آثار انبيا و ملوك و بيان سلسلهء انساب و اعقاب ايشان . بنا بدين مقدّمه اولى آن است كه پيشتر شرح تواريخ دهيم و بيان آن مقدم داريم آنگاه در انساب شروع كنيم . اكنون بدان كه از زمان آدم - عليه السّلام - تا امروز كه محرّم سنهء ثلاث و ثلاثين و سبع مائه است به طريق اجمال شرح داده مىشود ، و در تواريخ عالم نقل بسيار است و به چند نوع گويند : بعضى روايت يهودان است و بعضى روايت ترسايان و چندى قول مجوس و شطرى روايات ائمهء اسلام محمّدى عليه الصّلوة و السّلام و التّحية و الرّضوان . روايت اوّل ، روايت بنى اسرائيل است و ايشان از كتاب تورات مىگويند [ 38 ] اتراك موالى سلاطين مصرند كه يكى از ايشان بگريخت و عازم خراسان شد . چون به يزد رسيد ، مقيم گشت ، همچون البتكين كه به عزيمت هندوستان بود و در غزنين مقيم شد . عطا نيز بدين منوال سلطنت يزد بگرفت و چون معاصر اتابكان بود ، اولاد او نيز خود را اتابك خواندند : عطا خان ، ملك مظفر الدين بن عطا ، ملك سعد بن ناصر الدّين بن عطا ، ملك قطب الدّين محمود شاه بن سعد ، اتابك يوسف شاه بن محمود شاه كه به حكم غازان به ياسا رسيد . ذكر ملوك جديد كرمان : نصرة الدّين براق كه اصل او از تركان ختاى است ، سلطان قطب الدين محمّد برادرزادهء براق ، سلطان ركن الدّين مبارك خواجه بن براق ، قتلغ تركان جاريهء براق بن قطب الدّين محمّد ، سلطان مظفر الدّين حجاج بن قطب الدّين محمّد ، سلطان جلال الدّين سيور غاتمش بن قطب الدّين محمّد ، پادشاه خاتون بنت قطب الدّين محمّد ، سلطان مظفر الدّين محمّد شاه بن حجّاج . طايفهء ششم از ملوك اطراف ، ملوك فرطهء هرموزاند و ايشان دو قوماند : قديم و